در تمامی قتل های مذهبی(فرقه ای)قاتلین احساس دلسوزی برای قربانیان می کنند.ماموریتی دارند که باید به انجام برسانند.

کسانی که نقش "فرشته مرگ " را بازی می کنند احتمال دارد که یا در بیمارستانها مشغول به کار باشند و یا در مراکز قانونی، حقوقی و دفتر خانه ها و مرکز آموزش های فرقه ای و نظائر آنها . اینان ارزش زیادی برای قربانیان خود قبل از مرگشان قائلند.زیرا جنبه های شخصی قتل سرکوب شده است و جامه مبدل تعالیم مکتب شان برآن پوشانده شده است. برخی نیز حتی پس از مرگ قربانیانشان برایشان گریه می کنند.

بیش بها دادن به قتل (over value killed)یعنی شلیک گلوله به کسی که قبلا به قتل رسیده است .این نوع قتل ها منشا انتقام جویی دارد و حاکی از وجود رابطه نزدیک قاتل و مقتول است.

تهیه و تحقیق:شهیاد ثابت (روان شناس بالینی)

https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg
https://www.facebook.com/groups/634099343355490/

سندرم استکهلم

این سندرم عارضه ای روانی است که در آن گروگان حس همدلی و مثبت نسبت به گروگان گیرنده پیدا می کند و تا حد حس وفاداری به او نیز پیش می رود و از کسی که جان و مال و آزادیش را تهدید می کند دفاع می نماید و با علاقه تسلیمش می شود و به او در مسولیت به اسارت گرفتن خود کمک می کند.

https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

10 شهر خطرناک که نباید به آن سفر کنید

در حالی که بسیاری از شهرهای جهان با آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری و مناظر طبیعی جذاب خود معروف هستند، برخی شهرها نیز با افزایش اقدامات خشونت آمیز و قتل و فساد شناخته شده اند. 

1-کیپ تاون، آفریقای جنوبی:
به رغم آن که این شهر از زیباترین و توریستی ترین شهرهاست اما میانگین جرایمی مانند قتل، تجاوز جنسی و زورگیری در آن بالاست.

2-بغداد، عراق
دومین شهر بزرگ جهان عرب است که تعداد ساکنانش به 7 میلیون نفر می رسد. از سال 2003 تا 2011 و بعد از حملۀ نیروهای آمریکایی به آن از نظر اقتصادی و عمرانی ویران شد.بعد از عقب نشینی نیروهای آمریکایی نیز، داعش با انجام عملیات تروریستی به ویرانی های شهر افزود و آن را به یکی از خطرناک ترین شهرهای جهان تبدیل کرد.

3-کاراکاس، ونزوئلا
به دلیل این که پلیس و دستگاه های اجرای قانون در این شهر تقریبا وجود ندارد، میانگین قتل در آن بسیار بالا است. این شهر در چند سال گذشته سومین شهر خطرناک از نظر جرایم خشونت و قتل بود.

4-کراچی، پاکستان
مرکز اقلیم سند و بزرگ ترین شهر پاکستان دارای میانگین بالای قتل، ترور و آدم ربایی است.

5-گواتمالا، گواتمالا
پایتخت جمهوری گواتمالا و پر جمعیت ترین شهر در آمریکای مرکزی به قاچاق مواد مخدر شهرت دارد و میانگین قتل های گروهی، آدم ربایی، تجاوز و زورگیری و سرقت همواره در آن بالاست.

6-سیوداد خوارز، مکزیک
یکی از مهم ترین مراکز قاچاق مواد مخدر در جهان است که میانگین جرایم در آن به دلیل ناکامی نیروهای دولتی برای جلوگیری از این جنایات خشونت آمیز مانند قتل و آدم ربایی و تجاوز بالاست.

7— سن پدرو سولا، هندوراس
این شهر یکی از خطرناک ترین جاهای دنیاست که آمار قتل در آن بالاست و محور اصلی قاچاق کوکائین به شمار می آید.


8-ریودو ژانیرو، برزیل
دومین شهر پر جمعیت برزیل به رغم جذب تعداد زیادی توریست، از افزایش زورگیری، قتل و تجاوز رنج می برد.

9-آکاپولکو، مکزیک
این شهر از معروف ترین مناطق توریستی مکزیک است اما در قتل و تجاوز و سرقت و سایر جرایم، به خصوص در هتل ها و مراکز گردشگری، آمار بالایی دارد.

10— کابل، افغانستان

این شهر با داشتن بیش از 3.4 میلیون جمعیت، به دلیل حضور عناصر طالبان در آن، خطرناک ترین شهر جهان است.طالبان از قدرتمندترین سازمان ها در افغانستان است که در جرایمی همچون قتل، آدم ربایی، زورگیری، شکنجه و فعالیت های مجرمانه مهم دیگری نقش دارد.
https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

سندرم گانسر

سندرم گانسر,اختلال مبهمى است که در اثر فشار بیش از حد شکنجه روی قربانی آشکار می گردد مشخصه ى آن را ارايه پاسخ هاى تقريبى (paralogia)همراه با تيرگى شعوراست واغلب باتوهمات وساير علائم تجزيه اى,شبه تجزيه اى همراه است.علامت مشخصه ى سندرم گانسر ارائه پاسخى نادرست است که ارتباطى باپاسخ صحيح دارد (ازکنار پاسخ صحيح ردشدن يا vorbeigehen)پاسخ هاى تقريبى اشتباه هستند اما ارتباط روشنى با پرسش مطرح شده دارند که نشان مى دهد بيمار مفهوم پاسخ رادرک کرده است.وقتى از زن ۲۵ ساله که مبتلا به اين سندرم بود سنش پرسيده شد پاسخ داد:من ۵ساله نيستم بيمارمبتلا به سندرم گانسردر پاسخ به سوالات پاسخى نادرست اما قابل فهم ارائه مى کند,مثلا درمحاسبات ساده مى گويد۵=۲+۲ يا درزمينه اطلاعات عمومى,نيويورک رابه عنوان پايتخت ايالات متحده نام مى برد,

https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg
https://www.facebook.com/groups/634099343355490/

قاتلین سازمان یافته

اینان اخبار را پیگیری می کنند از جرم های کوچک شروع می کنند به بهداشت خود وسواس گونه اهمیت می دهندو نوعی کشش به سمت قوانین اجرائی دارند. دوست دارند که درموردشان تحقیق بشود .آنها به عنوان شاهد همیشه وارد صحنه جنایت می شوند زیرا مایلند بدانند تحقیقات پلیس در چه حد است این کار به آنان احساس اقتدار و تسلط براوضاع می دهد.

شهیاد ثابت(روان شناس بالینی)
https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

کلکسیونر زخم

این قاتلین در نزد مردم بسیار محجوب و سر به زیرند شخصیت اصلی آنان دور از اجتماع شکل می گیرد که وقتی آشکار می شود ترس آور هست.یک عمر گله مندی ها و اشتباهات خود را جمع آوری می کنند و قبل از ارتکاب به جنایت برای توجیه قتل های خود بدان ها می اندیشند. کلکسیونر زخم برای روسپی ها بسیار جذاب اند زیرا برای آنها مثل معمایی می مانند که باید حل و کشف شوند.محجوبیت شان باعث خلع سلاح و جذب از سوی روسپی ها می گردد.


تهیه و تحقیق:شهیاد ثابت(روان شناس بالینی)
https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

مجرمینی که برای ارتکاب به قتل فقط تیمی کار می کنند اغلب از هوش پائینی برخوردارند .همیشه به یک رئیس یا قیاس خارجی برای درستی عمل خود نیاز دارند.

وقتی بین قربانیان هیچ رابطه یا تناسبی وجود نداشته باشد یکی از دلایل ناظر بر این تحلیل است که برای قاتل سریالی ، مهم نیست که چه کسی را با چه ویزگی هایی می کشد بلکه مهم اینست که چطور می کشد...

برداشتن اجزایی از بدن زن، که نماد زیبایی است و بار جنسی دارد بیانگر میل قاتل( سریالی) ، به تحقیر جنسیت ِزن است.نحوه برش بدن قربانی با نوع فانتسم بنیادی قاتل همخوانی دارد...

 

شهیاد ثابت(روان شناس بالینی)

https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

زمینه کار روانشناسی جنایی

روان‌شناسی جنایی شاخه‌ای از دانش روان‌شناسی است که به جنبه روانی(رفتاری - هیجانی - شناختی - تعارض ها) مربوط به جرم و بزهکاری می‌پردازد.

کار روان‌شناسان جنایی معمولاً یافتن روش‌هایی برای پیشگیری از جنایت دوبارهٔ مجرمین باسابقه یا جنایتکاران دارای اختلال روحی است. از وظایف دیگر این گونه روان‌شناسان، تهیه کردن پرونده‌های روان‌شناختی (پروفایلینگ)برای بزهکاران باسابقه و پرسابقه و بررسی دلایل بیولوژیک-اجتماعی و روان شناختی ارتکاب به جنایت‌ است.

شهیاد ثابت(روان شناس بالینی)
https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLT6n7e1z2gi3g

مجرمان یقه آبی، یقه سفید و یقه طلائی!

 

در سالهای اخیر از جرائمی نام برده می شود که ثمره دگرگونی نظام اقتصادی و اجتماعی جهان است. جرائم سازمان یافته ،تجارت سیاه، تجارت انسان و پولشویی نمونه ای از آنهاست. در میان بزهکاران مالی جرائمی مانند کلاهبرداری، جعل ، ارتشا، رانت خواری ، پولشویی، قاچاق ارز ، قاچاق طلا و قاچاق کالا وجود دارد که ارتکاب آن مستلزم نوعی تیزهوشی، تجربه و توانمندی می باشد که به این نوع بزهکاران از حدود چندین دهه قبل، بزهکاران یقه سفید اطلاق شده است که شاید بهتر باشد آنها را با توجه به درجات مالی به بزهکار یقه سفید و بزهکار طلایی تفکیک کنیم. این نوع بزهکاران معمولا از هوش بالایی برخوردارند به راحتی چم و خم امور را در می یابند و با شناخت قربانی اعم از فرد، نهاد عمومی یا خصوصی به راحتی کسب درآمد می نمایند. با اندکی دقت در خصوصیات مجرمان یقه سفید به خوبی می توان دریافت که آنان از هوش و نبوغ بالایی برخوردارند اما در این میان ما با نوعی بزهکاران جدیدی که با زد و بند با نهاد زور و زر به ثروت بادآورده می رسند برخورد داریم که معمولا آنان را می توان بزهکار طلایی نامید. این بزهکاران با نهاد قدرت در ارتباطند و با توجه به ارتباط خود وارد رانت ارتباطی می شوند                                   

یقه سفیدها معمولا افرادی دارای موقعیت اجتماعی و مکنت بالایی هستند در عین حال از ضریب هوشی بالایی برخوردارند در واقع خود یقه سفید ها یا وابسته به قدرتند یا وابسته به ثروت، یقه سفیدهایی هم هستند که به این دو وابسته نیستند اما به دلیل برخورداری از هوش بالامرتکب جرائم مالی همچون جعل، کلاهبرداری، قاچاق کالا و ... می شوند. در واقع فرق بین مجرمین یقه سفید با یقه آبی این است که معمولا مجرمین منتسب به گروه یقه آبی یا یقه چرکین افرادی هستند که بیشتر از توانمندی جسمی استفاده می کنند و مرتکب جرائمی می شوند برنامه ریزی نمی خواهد و پیچیدگی ذهنی نمی طلبد، این در حالی است که یقه سفیدها از هوش و روابط استفاده می کنند، قانون و ضوابط را دور می زندد و گاهی حتی سرقانون و قانونگذار کلاه می گذارند و مقامات مجری قانون را فریب می دهند. از لحاظ آماری مجرمین یقه سفید تعداد بسیار کمی را در بر می گیرند و در مقایسه با مجرمین یقه آبی از لحاظ عددی بسیار ناچیزند. اما واقعیت قضیه این است در عمل تخریب ناشی از جرائم آنان بیشتر از خسارت تمام مجرمین یقه آبی است. در مجرمین یقه طلایی یا مجرمین طلائی- که اصطلاح بهتر در شرایط کنونی به نظر ما این است- این افراد یا در مناصب بسیار بالای دولتی قرار دارند و یا به نوعی با این مقامات در ارتباطند و عمدتا از رانت اعم از اطلاعاتی یا ارتباطی استفاده می کنند و یا سازمان دهندگان گروههایی هستند که در نهایت با قدرتی که دارند نظام قضایی و اجرایی و تقنینی را تحت تاثیر قرار می دهند و معمولا نظام قضایی هر کشوری  موفق به برخورد با آنان نمی شود و اگر بشود در موارد بسیار نادر و با نتایج بسیار ضعیف. این گروه در کشور ما اصطلاحا به دانه درشتها اشتهار دارند، دانه درشتهایی که زودتر از دانه ریزها از سوراخ های غربیل گذشته و از چنگال عدالت به راحتی می گریزند!

بزهکاران یقه آبی و فقیر نگه داشته شده و محروم به علت عدم توانایی و عدم ارتباط با صاحبان زور و زر و عدم امکان استفاده از وکلای مجرب محکومین طبیعی و اصلی نظام عدالت کیفری هستند و چون جرم وسیله معیشت آنهاست بیشتر دست به تکرار جرم می آلایند. اما مجرمین دانه درشت، یقه سفید و بزهکاران طلایی به دلیل اینکه در روند تکاثر و ثروت اندوزی معمولا از امکانات مالی و اداری خود برای جذب افراد، ایجاد جناحها و گروههای سیاسی و حمایت از حامیان خود اقدام می نمایند به محض اینکه در مظان ظن و اتهام قرار می گیرند با امکاناتی که دارند با تغییر شرایط، آثار جرم را از بین برده و با اقداماتی مانند پولشویی زمینه تعقیب قضایی را نسبت به خود تضعیف می کنند و بر فرض اتهام حمایت فراوان از آنان به عمل می آید و در نهایت بر فرض تعقیب با استفاده از ارتباطات ،دادرسی را طولانی و در مواردی با استفاده از ظرفیتهای قانونی مشمول گذشت و سایر ارفاقات واقع می شوند. اصولا جمع آوری دلایل علیه این گروه امر آسانی نیست.

از لحاظ واکنش اجتماعی هر چند در بعد اخلاق عمومی ، مجرمین یقه سفید ، به ویژه آنانی که با سوء استفاده از رانت و احتکار یا قاچاق درآمد هنگفتی به دست می آورند افراد زالو صفت، خیانتکار و فاسد قلمداد می شوند اما معمولا در اکثر کشورهای جهان مجازاتها هم در نزد افکار عمومی و هم در قوانین جزایی با نوعی اعمال تبعیض به نفع یقه طلایی ها و یقه سفیدها اعمال می گردد. در افکار عمومی معمولا جوانی که از راه استیصال مجبور به برخورد فیزیکی با یک رهگذر می شود یا جوانی که به علت نیاز مالی یقه گیری می کند یا فردی به دلیل عصبیت و هیجان و ناتوانی در کنترل رفتارها دست به ارتکاب جرائم خیابانی می زند معمولا بیشتر مورد شماتت و تنفر افکار عمومی قرار می گیرد به ویژه توسط افراد عادی این واکنش بسیار سطحی است و در مقابل یقه سفیدها به دلیل شرایط ظاهری که بار عایت نزاکت اجتماعی با ظاهری منطبق با ارزشهای اجتماعی و آراسته در جامعه حضور دارند و ظاهر می شوند، هرچند مرتکب جرائم مالی بسیار مهمی شده باشند معمولا واکنشها نسبت به آنها حائز جنبه تنفر عمومی و انزجار عمومی نیست هرچند معمولا ثروتمندان که به علت سواستفاده از این روشها مال اندوزی می کنند معمولا مورد تنفر افراد فقیر جامعه می باشند، اما از لحاظ میزان خسارت و ضرر و زیان وارده به جرات می توان گفت که اثر منفی و مخرب رفتار مجرمانه یک رانت خوار که با خیانت در امانت و خیانت به اعتماد عمومی مبادرت به سوء استفاده از موقعیت اداری و اجتماعی خود می نماید دهها ، صدها و شاید هزاران برابر تبعات منفی بیشتری نسبت به جرائم یقه آبی ها دارد. یک محتکر با احتکار کالاو با ایجاد فقر موجب سوء تغذیه، بیکاری و ایجاد شکاف طبقاتی در میان مردم می شود با دامن زدن به بیماریها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی زمینه هزاران مفسده اجتماعی همچون اعتیاد، طلاق، بیکاری، و بیماری های روحی و جسمی در میان مردم می گردد. این در حالی است که قربانی جرائم یقه آبی ها از لحاظ تعداد محدود و از لحاظ اثرات به هیچ وجه گستردگی اثرات جرائم یقه سفید ها را ندارد.

دکتر علی نجفی - استاد جرم شناسی

مجرمین یقه سفید به چه کسانی گفته می شود؟

مجرمین یقه سفید به چه کسانی گفته می شود؟

در اشارات حقوقی و قانونی دلالت بر سوءاستفاده افراد بلندپایه از موقعیت و مقام خود است که بیشتر با جرایم مالی همراه‌است. این نظریه نخستین بار در مبحث جرم‌شناسی توسط جرم‌شناس آمریکایی ادوین ساترلند در دهه ۵۰ میلادی مطرح‌شد.
بر اساس تفکرات وی جرم‌های یقه سفید بیانگر فعالیت‌های غیرقانونی است که از اشخاص سرشناس و درخور احترام صوری و طبقهٔ بالاتر جامعه سر می‌زند. شغل و موقعیت اجتماعی و اشرافی این دسته از جنایتکاران ایجاب می‌کند که مانند طبقه ممتاز جامعه بهترین و گرانبهاترین لباس با یقه سفید بر تن پوشند و صورت ظاهرشان موجب شود تا مردم به آنها گمان بد نبرند و چپاول و غارتگری را دون شان انگارند. نمونه‌های جرم یقه سفید شامل کلاهبرداری، رشوه‌خواری، ترفند پانزی، معاملات نهانی، اختلاس، جرایم اینترنتی، نقض قوانین حق تکثیر، پول‌شویی، سرقت هویت، و جعل سند و مدرک است.

https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLT6n7e1z2gi3g

مجرمان چگونه مجرم می شوند؟

در اوائل قرن بیستم عده ای از جرم شناسان بر این باور بودند که مجرمان به خاطر ویژگی های خانوادگی، ژنتیکی و کروموزومی، عوامل محیطی و زیستی مرتکب جرم می شوند. امروزه علاوه بر موارد مذکور عقیده بر این است که مجرم به خاطر عدم توازن زیست- شیمیایی و نقصان های عصبی مغزش دست به جرم می شود. با انجام آزمایشات ام آر آی مشخص شد مجرمان نسبت به محرک های غیرجرمی واکنش های متفاوتی دارند.

همه ما ژن هایی را از والدین خود به ارث برده ایم و خیلی از خصوصیات را به صورت بالقوه در خود داریم که ممکن است در اثر محرک های محیطی بالفعل شوند. شاید دروغ های دوران کودکی بسترساز جرم در آینده باشند. از جمله موارد دیگر می توان به نداشتن اعتماد به نفس، بزرگ شدن در یک خانواده غیرمتعهد، سوءاستفاده جسمی، جنسی و احساسی، مرگی یک از والدین، طلاق والدین یا درآمد پایین و وضعیت بد اقتصادی خانواده و نداشتن تحصیلات اشاره کرد.
ارتکاب به جرم با بیماری های روان شناسی رابطه دارد.


https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

نظریه " فشار "

دیدگاه فشار جرم را یک واقعیت و پدیده موجود می­داند که قابل بررسی است . دراین نظریات علت وقوع جرم یک گسست اجتماعی و ناهماهنگی بین ساختار و فرهنگ در جامعه است . نظریه­پردازان فشار خود را مرهون دیدگاههای اقای امیل " دورکیم " میدانند . دورکیم معتقد است ساختار هرجامعه رفتار افراد را شکل می­دهد لذا اعتبار بیشتری به ساختارها میدهد تا رفتار فرد. و جرم از دیدگاه وی رفتاری است که توسط این ساختارها جهت می گیرد. ساختارهای اجتماعی نیز که رفتارهای مجرمانه را جهت میدهند ، به نوبه خود تحت تاثیر تقسیم کار اجتماعی قرار دارند. در واقع تقسیم کار موجود در هر جامعه، ساختار آن جامعه را و ساختار نیز رفتار را جهت می­دهند .

بنابر این اگر در یک جامعه، تقسیم کار ساده باشد و تخصص­ها شکل نگرفته باشد آن جامعه یک جامعه ساده خواهد بود که ارزشها، هنجارها وباورها وحتی دین ، بین افراد مشرک است . دورکیم این جوامع را جوامع ماقبل صنعتی می­داند و همبستگی افراد از طریق باورها و عقاید و احساسات مشترک شکل می­گیرد و آنها را جوامع دارای همبستگی مکانیک می­داند.

اما درجوامع صنعتی تقسیم کار به شکل پیچیده است. حرفه های مختلف شکل گرفته و ساختار جامعه هم پیچیده تر است . اختلاف نظرها و باورهای متنوع بین افراد وجود دارد. در این دسته از جوامع بین افراد همبستگی ارگانیک شکل گرفته و روابط افراد بر اساس قوانین و مقررات تنظیم می­شود. در واقع در این دسته از جوامع روابط افراد بر اساس قوانین و مقررات تنظیم می­شود در حالی که در جوامع دسته نخست یعنی جوامه سنتی، روابط افراد و نظم اجتماعی بر اساس آداب و رسوم و عقاید مشترک تنظیم می­شود.

اگرتقسیم کار به صورت نامناسب شکل بگیرد و براساس تواناییهای افراد نباشد ، دراین صورت بین منافع فرد و جامعه تعارض پیش می آید و باید منتظر سطوح بالاتری از وقوع جرم باشیم .

عنصر دیگر موجود درنظریه دورکیم ، وجدان جمعی است. وی معتقد است هرجامعه­ای وجدان جمعی دارد. وجدان جمعی در هر جامعه متشکل از باورها، احساسات و ارزشهای مشترک بین افراد است و هرچه این وجدان جمعی بزرگتر باشد رفتار افراد را بیشتر شکل میدهد. در جوامع سنتی که تقسیم کار ساده و همبستگی مکانیکی بین افراد برقرار است، وجدان جمعی بسیار بزرگ بوده و بسیاری از رفتارهای افراد را تحت تأثیر و سلطه خود می­گیرد به همین سبب افراد احتمال بزهکاری پایین تر است چرا که وجدان جمعی هرگونه تفاوت و نابهنجاری را سرکوب و منع می­کند.

از سوی دیگر وجدان جمعی در جوامع صنعتی به لحاظ شکل گیری تخصصها تکه تکه و کوچک شده و رفتار فرد توسط هنجارهایی هدایت شده و شکل می گیرد که در حرفه و صنف او مطرح است مثل نظام مهندسی –کانون وکلا و فرد خود را از سیطره وجدان جمعی جدا و رها می بیند .

حال اگر این تقسیم کار نامناسب باشد فرد خود را از یک سو تابع وجدان جمعی نمی بیند و از سوی دیگر تابع ارزشها و هنجارهایی که محیط شغلی و صنف او بر او تحمیل می­کند نیز نیست که در این صورت احتمال ارتکاب رفتارهای نابهنجار از سوی فرد بیشتر است.
Shahyad Sabet
https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

ارتکاب به جرم با بیماری های روان شناسی رابطه دارد.

اختلال شخصیت ضداجتماعی

گرایش به رفتارهای بزهکارانه در بین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی بیش از دیگران است. این افراد از نظر روانی افرادی می باشند که گرایشهای خودآزادی خویش را متوجه بیرون کرده و دیگران را هدف می گیرند. این افراد سوء ظن و بدبینی شدیدی نسبت به دیگران احساس کرده و معتقدند مردم مستحق رنجها و ناراحتی ها و مشکلاتی می باشند که با آنها مواجه اند.


https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg

- در جرمشناسی مجموعه علل و عوامل موثر بر بزهکاری را مورد بررسی قرار می­دهیم از جمله علل فردی همانند علل فیزیولوژیک که نظریات زیست شناختی راجع به علت بزهکاری ذیل این نظریات قرار می­گیرند. در این طیف از نظریات گاه اختلالات فیزیولوژیک مثلاً اختلالات کروموزومی علت جرم شناخته شده و گاه بر این اساس بزهکاری پدیده­ای جبری دانسته می­شود. نظریه معروف لمبروزو با عنوان جانی بالفطره جزء این دسته از نظریه­ها به حساب می­آید.

- جامعه شناسی جنایی بخشی از جرم شناسی است و به بررسی جامعه­شناسانه بزهکاری می­پردازد.جامعه شناسی جنایی درسال 1881 توسط انریکوفری مطرح شد که درکتاب افقهای نوین عدالت کیفری[A1] مطرح شد. انریکو فری در این کتاب از جایگزین­های کیفری یاد کرد و منظور وی از جایگزین­های کیفری، استفاده از تدابیر پیشگیری اجتماعی بود. به عنوان مثال وی راهکار کاهش زنا را قانونی کردن طلاق می­دانست.
یکی از نخستین نظریاتی که در جامعه­شناسی جنایی از آن یاد می­شود نظریه محیط اجتماعی است که توسط لاکاسانی مطرح شده است. وی معتقد بود مجرم همانند میکروب است و درمحیط آلوده رشد می­کند. پس باید جلوی آلودگی­های محیط را گرفت تا جرم ریشه­کن شود.

Shahyad Sabet
https://telegram.me/joinchat/AUMGWz8qiLRxDQo4b_9ypg